همه راجع به پول صحبت میکنند و هیچکس از پول بدش نمی آید؛
حتی راهبان تبتی و هندی !
آرتور سی. بروکز (Arthur C. Brooks) خبرنگار روزنامه معروف New York Times زمانی که در هند صرف گشت و گذار و برای جمع آوری خبر زمانش را سپری میکرد، راهبی را دید و شروع به صحبت کردن با او کرد و نظرات و دیدگاهش را راجع به پول و مادیات پرسید.
چیزی که از همان اول توجه آرتور را جلب کرد مدرک دانشگاهی راهب هندی بود !
آرتور در گزارشش نوشت :
” راهبی را دیدم که تمام مادیات و احساسات دنیوی را رها کرده و در یک لباس ساده عرفانی درحال خواندن کتاب مقدس هندویی بود…
برای او حتی دست زدن به کاغذهای پول نیز ممنوع بود.
اما او از اول اینطور نبود.
نام او گنانمونیداس (Gnanmundas) است
و قبلا دانشجوی رشته ی MBA در دانشگاه تکزاس بود.
اما قبل از سفرش به یک سمینار در هند نظرش در مورد پول و مادیات چیز دیگری بود. “
آرتور بعد از شنیدن از گذشته این راهب هندی، متعجب شد و کنجکاوی اش برانگیخته شد تا سوالات بیشتری بپرسد.
در ادامه صحبت های آرتور و این راهب هندی را میخوانید :
آرتور : “به نظر تو ثروت اقتصادی خوب است یا بد؟”
راهب هندی : “خوب است… ثروت اقتصادی جان میلیون ها نفر از مردم کشورم را از قحطی نجات داده.”
آرتور : “اگر خوب است، چرا تو هیچ چیز نداری؟ نه پول ،نه ماشین ،نه خانه؟”
راهب هندی (همراه با خنده) : “مطمئن بودم این سوال را می پرسی… هیچ چیز بدی در پول نیست. پول زمانی بد است که همراه با ضمیمه باشد. فرمول پول خوب و پاک، فراوانی بدون ضمیمه است.”
منظور راه هندی از ثروتِ بدونِ ضمیمه، ناراضی بودن از زندگی افراد ثروتمند است. همان افرادی که با اینکه پول فراوانی دارند، اما همیشه از خرید های گرانقیمت شان پشیمان میشوند. همیشه یک چیزی در زندگی شان کم است.
در زبان تبتی، ضمیمه یعنی “Do chag” به معنای تحت اللفظیِ اشتیاقِ چسبنده. یعنی با تمام شور و اشتیاق به چیزی که میخواهیم برسیم و همیشه با ترسِ از دست دادن آن به آن بچسبیم. آن چیز میتوانید یک هدف باشد، یک شخص باشد و یا حتی یک شکلات باشد.
در دنیای مادیات، ضمیمه شدن به دستآوردها باعثِ ایجاد حسد و طمع میشود… فقط افرادی از زندگی راضی هستند و روز به روز میتوانند درآمدشان را افزایش دهند که بتوانند از این دو مانع عبور کنند.
البته گفتن آن به مراتب آسان تر است از انجامِ آن.
اما اگر میخواهید از این مانع عبور کنید، آرتور از راهب هندی 3 تکنیک آسان دریافت کرده :
پول تان را صرف تجربه کردن تا خرید اشیا صرف کنید؛ لذت یک خاطره خوب به مراتب بیشتر است از لذت یک کفش جدید است.
کارهایتان را بر اساس علاقه و باید انجام شوند ها انجام دهید و پیش ببرید تا اینکه فقط به صورت وظیفه ای و چرخه ای تکرار کنید.
پرمعنا ترین چیزها را در زندگی تان اولویت بندی کنید. ارزشهایتان را بشناسید و در راستای آنها حرکت کنید؛ برای مثال امید، عشق، احترام و …
زمانی که با مردم در حال صحبت هستید، یک تماس چشمی استراتژیک، قدرت این را دارد که فکر طرف مقابلتان را در مورد شما عوض کند.
اگر بخواهید برای برقراری ارتباط و یک سخنرانی کردن خوب چه در جمع چه در مقابل یک نفر، اگر بخواهید یک ارائه ی عالی و بی نقص بدهید و کاری کنید دیگران همان چیزی را فکر کنند که شما میکنید، اگر بخواهید ایده ای در جمع بدهید و بخواهید دیگران جواب مثبت به ایده شما بدهند و مهم تر از همه اگر بخواهید برای این منظور فقط و فقط یک مهارت یاد بگیرید آن مهارت قطعا : برقراری تماس چشمی استراتژیک، خواهد بود.
تنها زحمتی که بدست آوردن یک تماس چشمی حرفه ای و استراتژیک نیاز دارد ،کمی تمرین است…
تحقیقات نشان داده : در کارتونی که توسط دانشجویان دانشگاه کرنل ساخته شده بود، یک خرگوش باید یک جعبه هویج بردارد. دانشجویان این دانشگاه 2 نسخه از این کارتون را ساخته بودند؛ در یکی از نسخه ها خرگوش زمانی را وقف نگاه کردن به جعبه شماره 1 میکند و در نسخه دوم خرگوش مستقیم به بیننده نگاه میکند و با انگشتش به جعبه شماره 2 اشاره میکند.
بعد از آزمایش ،افرادی که این کارتون را دیده بودند بعد از برگشت از محل تحقیقات هنگامی که در دو جعبه مشابه آنچه در کارتون دیده بودند به آنها هویج تعارف میشد ،78% جعبه شماره 2 را انتخاب کردند (جعبه ای که خرگوش درون کارتون به آنها نگاه کرده و با انگشت اشاره به جعبه شماره 2 اشاره کرده)
آنها نتیجه آزمایش را چنین بیان کردند : ایجاد ارتباط چشمی با بیننده حتی از تلوزیون قدرت زیادی در ایجاد احساس و واکنش در طرف مقابل دارد.
پس اگر میخواهید یک ارتباط خوب با طرف مقابلتان یا حضار ایجاد کنید باید یک تماس چشمی خوب و استراتژیک برقرار کنید.
اما برای شروع فقط به چشم های آنها نگاه کنید، همین و بس.
10 دلیل وجود دارد، برای اینکه ارائه دهنده همیشه و هر چند وقت یکبار باید تماس چشمی با تک تک حضار و یا طرف مقابل صحبتش برقرار کند :
1. تمرکز چشمانتان، دقت تان را افزایش میدهد. زمانی که چشمان شما یک تصویر بزرگتری را نگاه میکنند، تصاویر بزرگتر و بیشتری برای مغز میفرستند تا تجزیه تحلیل کند و این کار دقت لازم برای ادامه صحبت را از شما خواهد گرفت.
2. زمانی که در برقراری تماس چشمی با طرف مقابلتان ناکام می شوید (ترس, خجالت …) شما کمتر فردی جذاب, با ابهت و قابل اعتماد به نظر می آیید.
3. زمانی که در هنگام صحبت در چشمان طرف مقابلتان نگاه نمیکنید، آنها نیز تمایل کمی در نگاه کردن به شما نشان میدهند و زمانی که به شما نگاه نکنند و شما صحبت کنید بدون شک افکارشان متوجه چیزهای دیگری خواهد شد و کاملا به چیزهایی که گفتید دقت نخواهند کرد.
4. زمانی که دقیق به چشمان طرف مقابل نگاه میکنید و صحبت میکنید، شما دقیقا درحال انتقال حس باور و متقاعد شدن هستید. یکی از قدرتمند ترین تعاریف برقراری ارتباط, توانایی انتقال باور و متقاعد سازی است.
6. قابلیت برقراری تماس چشمی با طرف مقابل حتی بدون نیاز به صحبت و تعریف از خود میتواند حس اعتماد بالایی در طرف مقابل از شما ایجاد کند.
7. زمانی که شنونده شما احساس میکند صورت آنها توسط چشم های شما بررسی میشود، تمایل بیشتری به برقراری ارتباط با شما خواهند داشت. آنها احساس میکنند باید احساساتشان را نسبت به صحبت های شما با شما در میان بگذارند زیرا شما به آنها از طریق صورتشان اعلام علاقه مندی کرده اید.
8. شنونده شما از یک شنونده غیرفعال و خاموش تبدیل به یک شنونده فعال میشود. مونولوگ شما حالت دیالوگ هایتان را میگیرد و حالت صورت آنها دقیقا با احساسات درون جمله بندی شما تغییر میکند.
9. برای داشتن یک دیالوگ خوب با شنونده تان، شما باید به سیگنال های دریافت شده از طرف مقابلتان پاسخ دهید. اگر احساس ناراحتی میکنند ،شما نیز این حس را از طریق تن صدا و نگاه مستقیم به چشمانشان (برای انتقال بیشتر احساس) این حس را انتقال دهید.
10. زمانی که به چشمان طرف مقابل نگاه میکنید بعد از 3 تا 5 ثانیه ،سرعت صحبت هایتان کمتر میشود. این یعنی صدای شما تاثیرگذار تر خواهد شد و کنترل کامل بر روی صدایتان را بدست خواهید آورد. یکی از قدرتمندترین ابزارهای سیاست مداران در سخنرانی همین روش است.
برقراری تماس چشمی با دیگران هنگام صحبت کردنتان یا صحبت کردنشان , این احساس را به آنها میدهد که آنها برای شما اهمیت دارند, صحبته هایشان توسط شما شنیده میشود. اما در واقعیت شما کار خاصی برای جلب نظرشان انجام نمیدهید تنها کاری که میکنید یک دریچه انتقال احساس قدرتمند بین چشمان شما و آنها ایجاد میکنید.
وقتی به زندگی و رفتارهای یک ثروتمند خودساخته دقت می کنید، چه ویژگیهایی به ذهنتان خطور می کند؟ شاید صفاتی چون مادی گرا، مغرور و ول خرج؛ اما واقعیت این است ثروتمندان خودساخته فاقد این خصوصیات هستند و رفتارها و عاداتی کاملاً متفاوت با باور عمومی دارند.
آن ماری ساباث، نویسندهی کتاب "رفتارهایی که میلیونرهای خودساخته دارند و دیگران ندارند" برای نگارش کتاب خود با 30 نفر از ثروتمندان خودساخته مصاحبه کرد. افراد موفقی که بدون هیچ پشتوانهای از صفر شروع کردند و حالا همانند نویسنده، به ثروت فراوانی دست یافتهاند. مصاحبه با افراد خودساخته حاکی از این بود، هر کسی توانایی تبدیل شدن به یک فرد ثروتمند را دارد. او در کتاب خود به مصاحبه با یکی از مدیران اشاره کرد که خواستن را تنها شرط دست یابی به موفقیت می داند.
خیلی از ثروتمندان خودساخته دوران سختی را پشت سر گذاشته و هیچ پشتوانه مالی نداشته اند. بعضی از آنها در کودکی نیز فقر زیادی را تحمل کردهاند. برخی از آنها شبهای زیاد را گرسنه خوابیدهاند و برای کسب حداقل غذا کار کردهاند. با این حال، این افراد بهترین دستاوردها یعنی تواضع و خواستن را از این دوران سخت به دست آوردهاند. آنها تلاش کردند و همین تجربه و تلاش آنها باعث شد به افراد موفق و خودساختهی فعلی تبدیل شوند.
در این مطلب قصد داریم رفتارها و عادات مشترک ثروتمندان خودساخته را تشریح کنیم.
ارزش مزد زحمات را درک می کنند
ثروتمندان خودساخته برای کسب ثروت از هیچ کاری دریغ نکردهاند. آنها تمام عمر سخت تلاش کردهاند تا به موفقیت امروز دست یابند. این افراد هیچ گاه مغرور نشدند و از انجام کارهایی چون شستن ظرف یا دست فروشی خجالت نکشیدند.
تمایلی به خوشیهای کوتاه مدت ندارند
بیشتر مردم به دنبال یک زندگی راحت و مرفه هستند؛ اما ثروتمندان خودساخته تا جای ممکن از لذتهای کوتاه مدت خودداری می کنند و آنها را برای زمانی مناسب به تعویق می اندازند. این افراد به دنبال دو شغل همزمان و حداکثر صرفه جویی هستند تا از خوشیهای موقتی دور شوند. ثروتمندان خودساخته به جای دنبال کردن پاداشهای زودهنگام، روی هدف نهایی خود یعنی استقلال مالی تمرکز دارند.
به جای کمک مالی، راهکارها را آموزش می دهند
ثروتمندان خودساخته به کسی ماهی نمی دهند، بلکه روش ماهیگیری را آموزش می دهند. آنها دوست دارند دیگران مسیر طی شدهشان را درک کنند و نکات مهم را یاد بگیرند. ثروتمندان خودساخته اطرافیان خود را برای درک مسیر پیشرفت و استراتژیهای آن تربیت می کنند. خیلی از این افراد، اعتماد به نفس و روش راه اندازی کسب و کار را به دیگران یاد می دهند.
شکستهای زیادی متحمل شدهاند
شاید اگر از بیرون به زندگی ثروتمندان خودساخته نگاه کنید، رسیدن به قله برایتان آسان به نظر برسد. بدون شک ثروتمندان خودساخته از سختیهای مسیر آگاه هستند. آنها هزینهی زیادی در مدرسهی زندگی صرف کردهاند تا از اشتباهات خود عبرت بگیرند. آنها هیچ وقت خود را سرزنش نکردند و همواره تمام شکستها را به فرصت یادگیری تبدیل کردهاند. خیلی از آنها شکستهای غیرمنتظره را پلهای برای رسیدن به موفقیت دانستهاند.
پول را فقط یک ابزار می دانند
اغلب این افراد با وجود ثروت فراوان، خودنما و مغرور نیستند. آنها در زندگیشان به همه نشان دادهاند زرق و برق و تجملات هیچ ارزشی ندارد و همواره چشمشان را روی این موارد بستهاند.
از خودنمایی دوری می کنند
بیشتر ثروتمندان خودساخته دوست دارند در بین مردم باشند و با صرف هزینههای زیاد خودنمایی نکنند. آنها از خرید خودروهای آخرین مدل، خانههای مجلل و لباسهای گران قیمت اجتناب می کنند و اصلاً دوست ندارند در مرکز توجه باشند.
این رفتار نشان دهنده دوری از خودنمایی است. بیشتر ثروتمندان خودساخته، افرادی برای انجام کارهایشان دارند و بدون ایجاد تمرکز و حساسیت زیاد روی خودشان، تنها نظاره گر فعالیتها هستند و تمایلی به نشان دادن مهارتهایشان ندارند.
ریشهی خود را از یاد نمی برند
فروتنی یکی از خصوصیات همیشگی ثروتمندان خودساخته است. آنها حتی بعد از دست یابی به ثروت فراوان، به شخصیت و گذشتهی خود فکر می کنند که مسیری سخت را پشت سر گذاشته و به امروز رسیده است.
دست از تلاش نمی کشند
ثروتمندان خودساخته همیشه مشغول کار هستند. صبح زود بیدار می شوند و تا دیر وقت کار می کنند و هیچ چیز آنها را از انجام وظایف موردنظرشان باز نمی دارد. استمرار و تلاش مداوم ویژگیای است که این افراد را به اهدافشان رسانده و از مردم عادی متمایز می کند.
کسب و کار خود را برای پاسخ به یک نیاز راه اندازی می کنند
ثروتمندان خودساخته با دقت به دنبال نیازهای جامعه هستند. آنها کسب و کار خود را با توجه به خدمات موردنیاز، راه اندازی کرده و برای موفقیت آن تلاش می کنند. آنها برند خود را پیرامون نیازهای اساسی می سازند که شاید جلوی دید همه باشد اما توجهی به آن نکردهاند.
برای جستجوی ثروتمندان خودساخته کافی است به افرادی که بیشتر گوش می دهند، دقت کنید. افرادی که نیاز به توجه دیگران ندارند و با کمال فروتنی از بودن در جمع لذت می برند. آنهایی که کسب و کار خود را برای پاسخ به یک نیاز اساسی تأسیس کردهاند و هیچ نیازی به خودنمایی و فریاد زدن برندشان ندارند.
بزرگترین ذهنها از این حس قدرتمند برای تقویت اشتیاقشان استفاده میکنند و اگر آنها میتوانند این کار را انجام دهند، چرا شما نتوانید؟ با الهام گرفتن از این 15 نقل قول از امروز یک زندگی هدفدار را شروع کنید.
1. " هدیهای بزرگتر از احترام گذاشتن به اهداف را نمیتوان از کسی دریافت کرد یا به کسی داد. این هدف دلیل به دنیا آمدن شما است و راهی است که میتوانید با آن به معنای واقعی زندگی کنید." -اپرا وینفری
2. "من معتقدم هدف چیزی است که هر شخصی مسئول آن است؛ هدف فقط به صورت الهی تعیین نشده است." -مایکل جی.فاکس
3. "اگر شما زندگی خود را حول محور اشتیاقات خود سازماندهی کنید، در این صورت میتوانید اشتیاق خود را به داستان زندگیتان تبدیل کنید و سپس این داستان را به چیزی بزرگتر تبدیل کنید؛ به چیزی که واقعا اهمیت دارد." -بلیک مایکوسکی
4. "خود واقعی ساخته شدنی است، دادنی نیست." -باربارا میرهف
5."به زندگی خود ورود کنید. هر روز را به گونهای آغاز کنید که انگار از روی عمد بوده است." -مری ان رادمچر
6." راز موفقیت ، پایداری در هدف است." -بنجامین دیزاییل
7. " هدف داشتن مانند نفس داشتن است. مسیر برای رسیدن به نقشه، مقصدی است که باید خواهان آن باشید." -برایان اچ. مکگیل
8."من برای چه زندگی میکنم و برای چه میمیرم سوالهای یکسانی هستند." -مارگارت اتوود
9. "افرادی که از زمان خود خوب استفاده میکنند آن را صرف فعالیتهایی میکنند که هدف کلیشان در زندگی را تقویت میکند." -جان سیمکسول
10. "میتوانم شرط ببندم که هیچ چیز بیشتر از درک این مفهوم که هر لحظه از هوشیاری یک هدیهی ارزشمند و ظریف است به زندگی معنا نمیبخشد." -استیون پینکر
11. "هیچ عذابی بالاتر از حمل یک داستان نگفته در درون خود نیست." -مایا آنجلو
12. "ذهنهای بزرگ هدف دارند، دیگران آرزو" -واشنگتن آروینگ
13. "هیچ مرد و زنی جزیره نیست. فقط برای خود وجود داشتن بیمعنی است. زمانی میتوانید بیشترین احساس رضایت را داشته باشید که به یک هدف بزرگتر در زندگی، چیزی بیشتر از خودتان متصل شوید." -دنیس ویتلی
14. "ما باید یک مفهوم، یک رویا، یک هدف در زندگیمان داشته باشیم. اگر نمیدانید به کدام سمت در حال حرکت هستید، به این معنی است که هدف ندارید." -مری کی اَش
15. "زمانی که بر هدف خود میمانید و تسلیم شدن به دلیل ترس را نمیپذیرید، با خود بینهایت یکی میشوید، که در آن تمام ممکنها وجود دارد." -وین دایر
منبع:یوکن
حسادت چیست؟ آیا از آن برای خود تعریف دقیقی در ذهن دارید؟ واقعا اسم چه رفتار یا حسی را می توانیم حسادت بگذاریم. شاید بتوان حسادت را اینگونه تعریف کرد که
حسادت یک احساس است و زمانی اتفاق می افتد که شما کمبود هایی را در دستاورد ها و موفقیت ها در خود نسبت به دیگران میبینید یا احساس می کنید.
در واقع شما با دیدن موفقیت های دیگران در زمینه های مالی، اجتماعی، پیشرفت، و … نگران و ناراضی هستید و از دیدن این موارد حس خوبی ندارید و شاید در پی آن هستید که آن را به دست بیاورید و یا دیگری آن را نداشته باشد. همانطور که در تعریف مشاهده می کنید واقعا در ظاهر داشتن همچین احساس خوشایند نیست. ولی تقریبا همه ی ما به نحوی با درجات مختلف با آن در زندگی خود سر و کار داریم که اگر پیشرفت کند می تواند صدمات جبران ناپذیری به ما و زندگی ما بزند. در حالات شدید این مشکل فرد از زندگی عادی خود باز می دارد و درصورت برطرف نشدن این کمبود ها شاهد حالاتی از افسردگی و حتی آسیب رساندن به دیگران هستیم.
برخی تا حدودی از حسادت به عنوان ابزاری برای پیشرفت یاد می کنند ولی شاید با تعریفی که ما از حسادت داشتیم نتوان به عنوان یک ابزار مفید از آن یاد کرد. اما چگونه می توانیم بر حسادت غلبه کنیم و این مشکل رفتاری جدی و دردسرساز را کنار بگذاریم.
1بر روی خود و زندگی خود تمرکز کنید
یکی از دلایلی که منجرب می شود به سوی حسادت قدم برداریم، برداشتن تمرکز از روی خود و زندگی خود و تمرکز کردن بر روی دیگران است. شما باید بدانید که برای خود زندگی کنید و نه دیگران. مقایسه کردن بد نیست اما زمانی که تمام تمرکزتان بر روی داشته های دیگری است زندگی خودتان با اختلال مواجه خواهد شد. با این شرایط انرژیتان را از دست خواهید داد. زندگی و زمان شما باارزش تر از آن است که برای دیگران مصرف و اتلاف شود. علاوه بر همه ی این موارد چیزی که شما مشاهده و مقایسه می کنید ظاهر داستان است و باطن شرایط متفاوت است. برای خود زندگی کنید و نه برای دیگران.
بر روی داشته های خود تمرکز کنید. حال که خیلی درگیر مقایسه کردن شده اید اینبار داشته های خود را با نداشته های دیگران مقایسه کنید. مطمئنا شما یک لیست بلند بالا دارید که دیگران در حسرت آن هستند. به دنبال آن ها بگردید و آن ها را در زندگی خود پر رنگ تر کنید ضمن اینکه در این میان برای کسب دستاورد های بیشتر هم با تمرکز بر روی خود و پتانسیل خود هم در تلاش هستید و درست از کار نکشیده اید.
2بدانید با چه کسانی معاشرت می کنید
چیزی که بسیاری از منابع به عنوان یکی از دلایل حسادت بر روی آن مانور می دهند افرادی است که با آن ها در ارتباط هستید. این افراد با رفتار غلط و نادرست خود به شما انرژی منفی تزریق می کنند و شما را درگیر داشته های دیگران می کنند. سعی کنید از دوستان و تمام کسانی که مدام سعی در پر رنگ کردن داشته های دیگران هستند فاصله بگیرید. همچنین افرادی که مدام در پی آخرین ها (مد، لباس، گجت، خودرو و …) هستند هم شما را دچار مشکل خواهند کرد هم خودشان. شما با همنشینی با این افراد همیشه دست پایین تر را دارید و شاید این جایگاه پایین تر را هنگام معاشرت با این افراد پذیرفته اید. مراقب باشید این حس ممکن است کم کم در رفتار های شما نمود پیدا کند . اعتماد به نفس شما را دچار مشکل کند و کم کم حس حسادت را در شما بپروراند.
3بر روی خود سرمایه گذاری کنید
همه ی ما در زندگی اهدافی کوچک و بزرگ داریم. اگر که ان ها را مشخص نکرده اید همین الان دست به کار شوید. اگر در راه رسیدن به این اهداف متحمل شکست و نا امیدی های بسیاری شده اید مهم نیست. لحظه هایی در زندگی شما به وجود می آِند که به خود و توانایی های خود شک می کنید، اما از رویاهاتون دست نکشید. لحظه های سخت می آیند ولی نیامده اند که بمانند. بر روی خود و دانش خود سرمایه گذاری کنید و سعی کنید حواستان در پی خود و اهدافتان باشد. دیگران و داشته هایشان فقط تا اندازه ای که درگیر اهداف شما می شوند برای شما مهم هستند.
4سخاوتمند باشید
دست و دل باز، بخشنده و سخاوتمند باشید. حتی اگر همچین روحیه ای ندارید خود را مجبور کنید که به این سمت بروید. بخشندگی را به صورت یک عادت در خود پرورش دهید و سعی کنید برای دیگران زمان بگزارید و ارزش بیشتری نسبت به قبل قائل شوید. یاد بگیرید که در موقعیت های مختلف در به اشتراک گذاشتن دانش و مهارت های خود داوطلب باشید.
سپری کردن وقت و گذراندن زمان با کسانی که به شما و مهارت های شما محتاج و نیازمند هستند کم کم حس حسادت را در شما و رفتار های شما ریشه کن خواهند کردو دست بالا را داشتن در موقعین های مختلف به کمک شما خواهد امد و بر حسادت غلبه می کند. یکبار دیگر اعتماد به نفس خود را در این راه بازیابی خواهید کرد و همین برای رهایی از این مشکل برای شما کافی است.
5مراقب تبلیغات باشید
این روز ها یکی از تاثیر گذار ترین ابزار ها در تبلیغات استفاده از ایجاد حس حسادت برای فروش بیشتر است. مراقب باشید که گول تبلیغات و حس هایی که ان ها ناخواسته با مدیا در شما به وجود می آورند باشید. حتما شما هم با دیدن تبلیغات تلویزیون و … مجذوب جو و محیط ان شده اید. این افراد با ایجاد حس است که ذهن شما را درگیر می کنند و ترغیب برای از بین بردن کمبود های نمایش داده شده را در شما به وجود می آورند. با فاصله گرفتن از تبلیغات می توانید کم کم بر حسادت غلبه کنید.
6بر روی اعتماد به نفس خود کار کنید