هنگامی که هدفی والا دارید ، خودتان را برای سقوط آماده کنید!

هنگامی که من در سال دوهزار و دوازده فارغ التحصیل شدم ، مادربزرگم کارتی به من داد که روی آن جمله ای به زبان اسپانیایی نوشته بود که ترجمه آن میشد: “هدف های بالا داشته باش ” . این معنی زیادی برای من داشت. من اولین نفر در خانواده بودم که درجه کارشناسی خودم را گرفتم و اکنون نیز کارشناسی ارشدم را گرفته بودم.
مادربزرگ من تحصیلات رسمی نداشت و خودش را وقف فرزندانش کرده بود تا به اهداف بلند برسند. من به خاطر کارتی که به من داد خوشحال بودم چون پیامی برای حرکت برای من بود. چیزی که به من میگفت اینجا توقف نکن.
من هدف هایم را در بالاترین درجه نگه داشتم حتی به بلندی رفتن به هاروارد. اما هنگامی که به آن نرسیدم از اینهمه تشویق و دلگرمی مادربزرگم تعجب کردم. من نتوانستم این تشویق ها رو زیاد داشته باشم زیرا چند هفته بعد از اینکه این کارت ها روزگارم را روشن کردند مادربزرگم از دنیا رفت. اما من همواره از خودم می پرسیدم ، آیا هدفم به اندازه کافی بزرگ است؟آیا به اندازه کافی بزرگ می اندیشم؟آیا باید بایستم؟آیا باید نرمال باشم؟آیا باید اندکی درنگ کنم؟
من حدس میزنم اگر شما در حال مطالعه مقاله ای از سایت موفقیت هستید پس شما هم احتمالا به دنبال اهدافی بلند هستید.
اما چیزی که من برای آن آماده نبودم و بخشی از رسیدن به اهداف بزرگ بود که کسی درباره آن چیزی به من نگفته بود، “جاذبه” بود.
وقتی شما هدف های بلند داری، باید خودتان را برای سقوط های بزرگ آماده کنید.

این سقوط ها به شما آسیب می زند. این سقوط ها می تواند شرم آور باشد.
برای خیلی افراد این خود دلیل کافی است برای اینکه هرگز سخت تلاش نکنندو هرگز به اهداف بلند فکر نکنند. آنها از این سقوط های سخت ، بلند و سریع دوری می کنند. این روش جواب می دهد. اگر شما اهداف بلند نداشته باشید، شما هرگز طعم سقوط را نمیچشید.
اما این همچنین تضمین می کند که شما در جایی که هستید ثابت باقی بمانید، هرگز رشد نکنید، هرگز یاد نگیرید و هرگز تغییر نکنید. این ممکن است برای بعضی افراد جواب بدهد. اما برای من چطور؟ من نمی توانم بی خیال کنار زمین بنشینم . من احتیاج دارم بالا بروم .
آموخته ام که یک نمره کامل و یک راه مستقیم بدون بالا پایین رفتن وجود ندارد. بالارفتنی بدون سقوط و بدون ضربه وجود ندارد.
حتی گاهی بعد از یک سقوط بزرگ ، من حتی فکر میکنم آیا باید متوقف شوم؟آیا از شجاعت به سمت حماقت نرفته ام؟گفتن این که در کدام سمت هستیم تا به انتهای کار نرسیم سخت است.
هنگامی که من در درد سقوط اولیه بودم و درد و کوفتکی احساس میکردم و در شوک بودم و با واقعیت سخت و زمخت شکست روبرو شدم، به هنگامی می اندیشیدم که تازه شروع کردم ، آیا من اشتباهم این بود که هدفم بزرگ بود؟آیا همه این مشکلات می توانست از بین برود اگر من کارت های مادربزرگم را نادیده می گرفتم.
اما سپس وقتی من درباره مادربزرگم وقتی در سن و سال من بود ،فکر کردم ،هنگامی که از پورتوریکو به نیویورک برای پیداکردن کار رفت و خواهر کوچکتر هم بعد از مرگ مادرش بزرگ کرد و با موفقیت بدون تسلط به انگلیسی در مترو کار می کرد . هنگامی که در پروژه بروناکس مشکل پیش آمد به جزیره استاتن رفت تا محیطی بهتر برای پدرم و خواهرش باشد.من به اینکه چطور دست شویی های مردم را تمیز می کرد ، چگونه خانه هایشان را تمیز می کرد و همه این ها را برای به دست آوردن پول برای گذراندن زندگی انجام می داد. من درباره خانه ای که سرانجام در فلوریدا خرید ،خانه ای با استخر و درختان میوه که همه ساله پر از میوه های تازه است.
هنگامی که درباره ی جایی که شروع و جایی که تمام کرد می اندیشم،همه چیزی که می بینم داشتن اهداف بلند است. مطمئنم سقوط های بسیاری در مسیر داشته است ولی من آرزو داشتم که از مادربزرگم می پرسیدم چه چیزی او را همچنان در به دست آوردن اهداف بلند ثابت قدم نگه داشت؟
من می توانم پاسخ این سوالات را تصور کنم و تمام جوابها در من احساس ناتوانی و بی اراد ی به وجود می آورد. اما من فکر می کنم این مقایسه من و مادربزرگم برایم مفید است.
به خاطر تلاش های او اکنون اینجا هستم.
من فرصت های زیادی دارم ، شامل فرصت تفکر درباره چیزها، مانند اینکه من می خواهم با زندگیم چه کنم؟ هنوز زمان هایی تبعیض ها و نا برابری ها در فرهنگ ما گاهی مرا به فکر دست کشیدن تلاش می اندازد ،اما هدف های والا و فکر به چگونه شروع کردن مادر بزرگم تنها چیزهایی هستند که مرا به ادامه راه تشویق می کنند. من باید همواره قدردان مادربزرگم برای فرصت ها و مزایایی باشم که برایم خلق کرده است.
من هدفهای بلند دارم و افتادن و سقوط را تجربه کرده ام.
گاهی دقیقا به هدف رسیده ام.
گاهی به چیزی کاملا متفاوت رسیده ام، اما کاملا بهتر از چیزی که من به عنوان هدف برگزیده بودم.
و گاهی فقط سقوط کرده ام و سقوط و سقوط.
گاهی وقتی جزیره استاتن ،مترو ،باغ های میوه را فراموش می کنم و یک سوال در ذهنم هست که آیا تلاش زیاد ، هدف های بلند تنها برای آدمهای ساده لوح است و رویای آمریکا به عنوان جایی برای ثروتمند شدن همه ، فقط داستان زیبایی است برای اینکه ما را از دیوانه شدن نجات دهد؟
موانع واقعی وجود دارد. جهان به برابری و عدالت که باید باشد، نیست. گاهی بسیار خشن و بی رحم تر از آن است که فکرش را بکنید.
اما چیزی که به من امید می دهد عادلانه بودن بازی نیست، این است که علی رغم این بی عدالتی ها ، یک زن جوان از پورتریکو می تواند به کشور دیگری مهاجرت کند و شغلی برای خود دست و پا کند و از خانواده اش حمایت کند.
هنوز افرادی وجود دارند که با اهداف بلندشان به یاری کسانی می شتابند که قربانی بی عدالتی هستند.
این کار آسان نیست. هدف والا داشتن یک ضمانت نیست. گاهی شرایط آنطور که می خواهیم پیش نمی روند. اما من فکر می کنم که هدف های بلند داشتن بخش بزرگی از چیزی است که خواسته های بزرگ را ممکن می سازد.
من درک کرده ام که تنها جواب به سوال آیا من خیلی اهداف بلندی ندارم این است که تنها یک راه برای فهمیدنش وجود دارد و آن این است که اهداف بلند داشته باشی و برای رسیدن به آن تلاش کنی. با امتحان کردن ، تست کردن، بالا رفتن و سقوط و یاد گرفتن و تلاش دوباره . آن هدف بزرگ در مورد ماحصل بیرونی نیست ، بلکه برای هدفی والا در وجود خودتان است. پس تنها امتحان کردن و گام برداشتن در جهت هدف و خودسازی می تواند ما را به سمت هدف والا سوق دهد.


منبع : ایرانی موفق

راز موفقیت به تحمل سختی شما بستگی دارد اما نمی‌خواهید این را قبول کنید!

عوامل زیادی دست به دست هم می دهند تا شخص به موفقیت برسد. در حقیقت همان طور که بارها بارها گفتم  موفقیت به هیچ وجه شانسی نیست و شرایط و قوانین خاص خودش را دارد و در این بین تحمل سختی انسان‌ها بیشترین تفاوت را بین‌شان ایجاد می‌کند.

همه افراد موفق کم و بیش بعضی کارها را انجام می دهند، همیشه به دنبال پیشرفت هستند و تسلیم نمی شوند. یکی از مهم ترین شرایطی که شاید در زندگی نود درصد از افراد موفق به چشم می خورد فلسفه رنج کشیدن است.

تحمل سختی نامحدود
چیزی که بیشتر آدمهای این دوره توانایی‌اش را ندارند

 

شاید برای شما عجیب باشد که می خواهم از سختی و رنج بنویسم اما اگر می خواهید موفق شوید نباید این حقیقت را نادیده بگیرید که بیش تر افراد موفق در دل شرایط سخت رشد کردند و به موفقیت رسیدند.

منظور من از رنج و شرایط سخت فقط شرایط مالی بد نیست. این شرایط و رنج ها می توانند وضعیت مالی، بیماری، از دست دادن عزیزان،  شکست و هر چیز مشابه این ها باشد.

حتما مقاله کارآفرین موفق ایرانی آقای سلحشور را مطالعه کردید  ، یا با زندگی کارآفرینان مشهور خارجی آشنا هستید؛ وجه تشابه این افراد  زندگی پر فراز و نشیب و  تسلیم نشدن در برابر شرایط سخت و رنج هاست.


خیلی از ما تلاش زیادی برای رسیدن به هدفمان انجام می دهیم اما وقتی دچار سختی می شویم و رنجی به ما می رسد، عقب می کشیم و تسلیم می شویم. در حالی که افراد موفق در این شرایط عکس العمل دیگری از خود نشان می دهند و هرگز تسلیم نمی شوند.

علت این که بعضی افراد تسلیم می شود این است که آن ها تصور می کنند موفقیت بدون سختی و رنج به دست میاید  و فکر می کنند مسیر رسیدن به اهدافشان همیشه باید هموار باشد. در حالی که این موضوع حقیقت ندارد.

شما هر هدف یا خواسته ای داشته باشید، یا در هر خانواده ای بزرگ شده باشید، چه پولدار و چه فقیر؛ ممکن است در راه رسیدن به اهدافتان دچار مشکلاتی شوید یا این که درد و رنجی سر زده وارد زندگی شما شود. نحوه برخورد شما با این شرایط سخت، کیفیت زندگی تان را می سازد.

در حقیقت در شرایط سخت  شما دو انتخاب دارید:

انتخاب اول در شرایط سخت » تسلیم شوید و کنار بکشید!

انتخاب اول این است که تسلیم شرایط شوید‌ مثلا سال بعد کنکور مهمی در پیش دارید و می دانید زندگی شغلی شما به رتبه شما بستگی دارد. می توانید یک سال به خودتان سختی بدهید و سخت تلاش کنید. شب ها کم تر بخوابید و یا این که به خودتان سخت نگیرید و تلاش زیادی نکنید.

در حالت دوم شاید رنج و سختی به شما نرسد اما نتیجه خاصی هم نخواهید گرفت. یک مثال دیگر بیمارهایی هستند که دچار بیماری های سختی مثل سرطان می شوند.  بیش تر بیمارهایی که دچار بیماری های سختی می شوند تسلیم شرایط شده و دیر یا زود از پا در میایند.

اما حتما در روزنامه ها، اخبار یا در اطرافیانتان دیدید یا شنید اشخاصی وجود دارند که با بیماری هایی مثل سرطان می جنگند و حتی بیماری را شکست می دهند. این افراد کسانی هستند که به سراغ انتخاب دوم می روند.

انتخاب دوم در شرایط سخت » ادامه دهید و خودتان را نبازید

انتخاب دوم این است که خودتان را نبازید و مطمئن باشید این روزهای سخت و پر از رنج خواهد گذشت و بالاخره روزهای خوب خواهند آمد. پس با تمام وجود برای خوب شدن اوضاع مالی تان، شرکت در کنکور، بهبود بیماری یا هر شرایط سخت دیگر بجنگید و مطمئن باشید  که این رنج ها و سختی ها به سراغ شما آمدند تا شما را قوی تر کنند و به جایگاهی که لیاقتش را دارید برسانند. اگر شما قوی باشید و خودتان را مثبت نگه دارید می توانید از طوفان حوادث جان سالم به در ببرید.

در هنگام لزوم نه تنها مشکلات و حوادث ناگوار را صبورانه بپذیر و تحمل کن،
بلکه آنها را دوست بدار.
فردیریش نیچهفیلسوف، شاعر، منتقد فرهنگی، آهنگساز و فیلولوژیست آلمانی

 

اگر فکر می کنید تحمل رنج و سختی برایتان آسان نیست من این راهکارها را توصیه می کنم :

راه‌حل اول برای تحمل سختی » از آدم های منفی نگر دوری کنید

هم نشینی با آدم های درمانده، آدم هایی که فکر می کنند شانس ندارند و همه دنیا بر علیه آن ها توطئه کرده یا بدبختی همیشه همراه آن هاست، باعث خواهد شد تا شما هم احساس درماندگی و بیچارگی کنید و وقتی رنجی به شما رسید به زمین و زمان بد و بیراه بگویید و تسلیم‌ شرایط شوید چون خود را یک بازنده از پیش تعیین شده می بینید.

در این شرایط بهترین کار این است که آدم های منفی زندگی تان را با آدم های امیدوار و مثبت اندیش عوض کنید.  اگر تلاش کردید و نتوانستید دوستان و اطرافیان تان را متقاعد کنید که منفی فکر نکنند پس بهترین راه دوری از آن هاست.

 

راه‌حل دوم » صبور بودن را تمرین کنید.

صبر سرمایه بسیار بزرگی است که انسان های موفق این سرمایه را دارند‌.  استیو جابز اگر در شرایط سخت زندگی اش وقتی از کالج اخراج شد یا بی خانمان بود، صبور نمی ماند و تسلیم شرایط می‌شد مثلا خودکشی را انتخاب می کرد یا خود را بازنده می دید و هیچ تلاشی برای تغییر زندگی اش نمی کرد.

امروز استیو جابز معروف نبود و هیچ کس او را نمی شناخت. اما او مسیری را انتخاب کرد که درست بود. در دل سختی ها و شرایط بد صبور ماند و مطمئن بود یک روز این سختی ها تمام خواهد شد.

راه‌حل سوم » هر وقت احساس نا امیدی کردید به سراغ زندگی نامه افراد موفق بروید.

یک راهکار دیگری که در خیلی از شرایط سخت به من کمک می کند کمک گرفتن از زندگی نامه افراد موفق هست. وقتی رنج و سختی به من فشار می آورد و احساس می کنم در حال له شدن زیر بار مشکلاتم هستم سریع به سراغ زندگی نامه افراد موفق می روم. بیش تر افراد موفق  شرایط بسیار سختی داشتند و مشکلات زیادی از سر گذراندند.اما بالاخره به آرامش و موفقیت برسند. وقتی زندگی این افراد می خوانم امید من برای غلبه بر شرایط سخت بیش تر می شود و از ته دل مطمئن می شوم وقتی آن ها توانستند سختی ها را پشت سر بگذراند پس من هم می توانم.

» در این لینک ما مجموعه‌ای برترین زندگی‌نامه‌های افراد بزرگ را برایتان آماده کرده‌ایم. (اگر انگیزه‌های طوفانی می‌خواهید این قسمت را از دست ندهید)

همین امروز چند دقیقه با خودتان خلوت کنید. زندگی تان را بررسی کنید.  چه شرایطی باعث رنج شماست؟
فقر مالی، همکار بد، بیکاری، بیماری و هر عامل دیگری که باعث شده زندگی برایتان سخت شود، همیشگی نیست و فقط به سراغ شما آمده تا قوی تر شوید. پس به خودتان اعتماد کنید و تسلیم شرایط نشوید.

منبع:12CEO

توصیه آلبرت انیشتین به پسرش در مورد بهترین روش یادگیری

آلبرت انیشتین در سن ۳۶ سالگی شاهکار خود یعنی نظریه نسبیت عام را به اتمام رساند و فیزیک نوین را متحول کرد. به تازگی نامه‌ای از این فیزیکدان برجسته پیدا شده که مخاطب آن پسر ۱۱ ساله‌اش هانس آلبرت می‌باشد وهمانند دیگر نامه‌های روشنگرانه او، پر از حکمت و تجارب پدرانه است و نکته‌ای در آن نهفته که می‌تواند نه تنها برای ما بلکه برای نسل‌های بعد از ما هم بسیار اثربخش و کاربردی باشد.

این نابغه توصیه ساده و لذت‌بخشی را برای فرزندش داشت که چگونه سرعت یادگیری خود را بالا ببرد. نابغه‌ها ممکن است به خاطر توانایی‌شان در درک پیچیدگی‌های باورنکردنی شناخته شده باشند، اما این بدان معنا نیست که اگر توانستید یکی از این نابغه‌های تاریخی را برای صحبت کردن گیر بیاندازید، از صحبت‌های آنان بهت زده شوید و هاج و واج بمانید.

به گفته ریچارد فینمن، برنده جایزه نوبل، مشخصه واقعی یک نابغه، توانایی او در شرح ساده مسائل است. اگر این گفته واقعیت داشته باشد، در حقیقت نشان دهنده یکی دیگر از استعدادهای باورنکردنی آلبرت انیشتن است.

نظر انیشتین به عنوان یک پدر عاشق فرزند

در سال ۱۹۱۵، انیشتین در برلین زندگی می‌کرد و مشغول کار روی تئوری نسبیت عام خود بود، در حالی که همسر جدا شده  و دو پسر او در وین زندگی می‌کردند. در زمانی که هنوز خبری از ایمیل و اسکایپ نبود، نامه‌هایی بین این فیزیکدان برجسته و خانواده‌اش رد و بدل می‌شد، یکی از این نامه‌ها به تازگی توسط ماریا پاپووا پیدا شده است. یک یادداشت کوتاه به هانس آلبرت انیشتین ۱۱ ساله که نکته فینمن را مورد تاکید قرار می‌دهد که نابغه‌ها به شکل پیچیده صحبت نمی‌کنند بلکه زبانی ساده و روشن دارند. در این مورد، اینشتین از این سادگی در گفتار برای ارائه  توصیه‌های عالی در مورد نحوه یادگیری سریعتر به فرزندش هانس آلبرت ( و البته تمام ما و کسانی که صدها سال بعد به آن گوش می‌دهند) استفاده می‌کند:

من خیلی خوشحالم که تو از نواختن پیانو لذت می‌بری. به نظر من نواختن پیانو و نجاری در سن تو از هر کاری بهتر است، حتی از مدرسه بهتر. چون این کارها برای جوانی همانند تو بسیار مناسب هستند. آهنگ‌هایی را با پیانو بنواز که تو را شاد می‌کنند، حتی اگر معلم آن‌ها را از تو نخواسته باشد. این گونه می‌توانی خیلی سریعتر یاد بگیری، چون وقتی کاری را انجام می‌دهی که از آن لذت می‌بری، متوجه گذشت زمان نمی‌شوی. من گاهی آن قدر درگیر کارم می‌شوم که فراموش می‌کنم که حتی ناهار بخورم….


منبع : کافه راز

11 رفتاری که زوج‌های موفق از خود بروز می دهند

 موفقیت یک شبه و تحت تأثیر تنها یک عامل ایجاد نمی شود. نگرش روزمره‌ی شما نقش مهمی در این زمینه ایفا می کند. بیش از هر چیز نیازمند عزم و اراده راسخ و ثبات قدم هستید. آیا تاکنون به موفقیت زندگی زناشویی‌تان فکر کرده‌اید؟ در ادامه با ما همراه باشید تا چندین راهکاری را معرفی کنیم که ازدواج شما را به موفقیت می رساند.

 

عوامل زیادی برای موفقیت کسب و کار تان وجود دارد و شما را به سودآوری می رساند، اما یکی از مهم‌ترین عواملی که تاکنون به آن توجه نکرده‌اید، زندگی زناشویی شماست. در ادامه‌ی مقاله، 11 راهکار را برای داشتن ازدواج موفق پیشنهاد می کنیم که علاوه بر لذت بردن بیشتر از زندگی، روی تمام جنبه‌های زندگی‌تان تأثیر می گذارد.

 

نتایج مطالعات نشان می دهد فردی که با او ازدواج کرده‌اید، تأثیر قابل توجهی روی رضایت شغلی و موفقیت کاری شما خواهد داشت. کارهای زیادی وجود دارد که با استفاده از آن‌ها می توانید به همسرتان کمک کنید موفق‌تر و بهتر عمل کند. انجام این کارها سبب می شود رابطه‌تان هم تقویت شود.

 

یادتان باشد مهم‌ترین چیزی که باید در نظر بگیرید "انجام دادن" است. فکر و احساس ارزشمند هستند، اما عمل، یعنی آنچه انجام می دهید، اصلی‌ترین است.

 

افرادی که می خواهند به موفقیت همسرشان کمک کنند و در نتیجه زندگی زناشویی بهتر و بادوام‌تری هم داشته باشند، کارهای زیر را برای یکدیگر انجام می دهند:

 

در زمان لزوم تقاضای کمک می کنند

وقتی شما از همسرتان تقاضای کمک می کنید، هم‌زمان چند اتفاق رخ می دهد. با کمک خواستن از همسرتان به او نشان می دهید برای راهنمایی‌اش احترام قائل هستید، تجربه و مهارت و بینش او را ارزشمند می دانید و به او اعتماد دارید. شما با درخواست کمک، خود را آسیب پذیر نشان داده‌اید. شاید درخواست کمک، کار چندان سختی نباشد، اما وقتی قضیه سخت‌تر می شود که کمک شخصی بخواهید.

 

افرادی که می خواهند زندگی موفقیت آمیزی در کنار همسرشان داشته باشند، کمک می خواهند؛ چرا که آن‌ها با این کار نشان می دهند به کمک نیاز دارند و به طرف مقابلشان چیزهای ارزشمندی چون احساس احترام، اعتماد به نفس و ارزشمند بودن می دهند. با این کار در زندگی همسرتان تفاوت ایجاد می کنید و این همان چیزی است که تمام انسان‌ها دوست دارند احساس کنند.

 

بسیار صبور هستند

صبور بودن روش فوق‌العاده‌ای است که به دیگران نشان می‌دهد به آن‌ها اهمیت می دهیم. صبر راهی مؤثر برای نشان دادن اعتمادتان به طرف مقابل است، بدین صورت می توانید به همسرتان بفهمانید او را باور دارید.

 

با نمایش صبر زندگی زناشویی‌تان را بهتر کنید، زیرا با این کار نشان می دهید چقدر به همسرتان اهمیت می دهید.

 

الگوی خوبی برای هم هستند

پژوهشگران دانشگاه واشینگتن در سنت لویس می گویند افرادی که همسران ملاحضه کار و قابل‌اعتمادتری دارند، عملکرد بهتری در محل کار از خود نشان می دهند، بیشتر پیشرفت می کنند، درآمد بیشتری به دست می آورند و به رضایت شغلی بیشتری هم می رسند. پس همسر وفادار و باملاحظه، رضایت شغلی و درآمد و ارتقای شغلی شما را افزایش می دهد. این قضیه هم برای زنان و هم برای مردان صادق است.

 

از یکدیگر تعریف و تمجید می کنند و او را می فهمند

هر فردی دارای نقاط قوت و ویژگی‌های مثبت است، به همین خاطر همه‌ی ما لیاقت تحسین و ستایش را داریم.

 

از این بعد به قضیه نگاه کنید: شناخت کارمندان درجه یک، آسان است؛ آن‌ها همان‌هایی هستند که کارهای درجه یک انجام می دهند، اما شاید تحسین مداوم سبب شده آن‌ها درجه یک شوند.

 

افرادی که سعی می کنند زندگی زناشویی موفقی داشته باشند، پیش از این که تنها خوبی‌های خود را ببینند، آن‌ها را در طرف مقابل می بینند و این مسئله فرصتی فراهم می کند تا همسرشان به توانایی‌ها و مهارت‌های واقعی‌شان پی ببرد.

 

به حریم خصوصی یکدیگر احترام می گذارند

امروزه همه چیز در فضای مجازی به اشتراک گذاشته می شود و خوانندگان لایک و توییت می کنند. زندگی ما همانند کتاب‌های بازی می شود که همه می توانند ببینند و بخوانند. این روزها بیشتر از هر برهه‌ای فکر می کنیم نیاز است بیشتر درباره‌ی دیگران بدانیم. این مسئله در زندگی زناشویی هم وجود دارد.

 

اما گاهی نیاز نیست خیلی چیزها را بدانیم. بعضی اوقات باید دست از کنجکاوی کردن برداریم و هدیه‌ی حریم خصوصی را به همسرمان بدهیم. البته باید هر زمان و هر جایی که طرف مقابل نیاز داشت، در دسترس باشیم. یادتان باشد برای اهمیت دادن، نیاز نیست حتماً همه چیز را بدانیم.

 

به دنبال فرصت‌هایی هستند که همسرشان از دست داده است

هر کسی در زندگی به دنبال پیشرفت و موفقیت است، اما گاهی به قدری خود را محصور می کنیم که هیچ فرصتی را نمی بینیم.

 

افرادی که به دنبال یک زندگی زناشویی موفق هستند، زمانی را در نظر می گیرند تا فرصت‌هایی که احتمالاً همسرشان از دست داده، پیدا کنند. آن‌ها تنها رؤیاهای شما را نمی بینند، بلکه برای رسیدن به رؤیاها در کنارتان هستند.

 

خوشبختی را در موفقیت همسرشان می بینند

موفق‌ترین کسب و کارها از افرادی تشکیل شده که اعضا همه چیز خود را برای شادی یکدیگر فدا می کنند. این کسب و کارها از کارمندانی تشکیل شده که به یکدیگر کمک می کنند، وظایف هم را می دانند، بدون توجه به اهداف شخصی، برای موفقیت تیم ارزش قائل‌اند.

 

کارآفرینان بزرگ معتقدند، شادی آن‌ها در موفقیت دیگران معنا می یابد.

 

افرادی که می خواهند زندگی زناشویی و همسرشان به موفقیت برسد، همین کار را انجام می دهند.

 

بسیار صادق و اصیل هستند

گاهی وقت‌ها نمایش هیجانی صادقانه، آن هم وقتی همه چیز خوب پیش می رود، سخت‌تر است. گاهی نشان دادن تحسین صادقانه در مقابل یک کار ملاحظه کارانه، کلمه‌ی مهربانانه، یا تلاشی مضاعف می تواند دشوارتر هم باشد.

 

افرادی که به دنبال ازدواج موفق هستند، خوشی‌ها و هیجانات خود را صادقانه نشان می دهند. آن‌ها صادقانه محبت می کنند، صادقانه ابراز نگرانی می کنند و صادقانه احساساتشان را نمایش می دهند.

 

باید بدانید همسر شما با انسان ازدواج کرده است. پس لطفاً انسان باشید؛ خود را همان طور نشان دهید که هستید.

 

می دانند سخت گیری تضادی با عشق و محبت ندارد

هیچ کسی بی‌نقص نیست. همه‌ی ما سعی می کنیم بهتر از آنچه هستیم، خود را نشان دهیم. با این حال در دام عادت‌هایی می افتیم، در روزمرگی‌ها گیر می کنیم و ... به همین خاطر است همگی نیازمند بازخوردهای سازنده هستیم. گاهی در زندگی به راهنمایی، نصیحت و حتی یک تلنگر نیاز داریم.

 

حاضر جوابی کردن، اخمو و متکبر بودن و ناامید بودن آسان است؛ اما این که به کسی که به او اهمیت می دهید، بگویید "می دانم از پس انجام کارهای بزرگ‌تر بر می آیی" خیلی سخت‌تر است.

 

به زمانی فکر کنید که کسی به شما چیزی گفته که انتظارش را نداشته‌اید، البته به شنیدن این حرف خیلی هم نیاز داشتید. شما هرگز از یاد نمی برید او چه گفته زیرا حرفش تمام زندگی‌تان را متحول کرده است؛ اما اکنون وقت آن رسیده، شما هم زندگی همسرتان را تغییر دهید.

 

به زندگی شخصی خود بیشتر از مسائل شغلی‌شان اهمیت می دهند

در بیشتر مواقع موفقیت شغلی می تواند روی موفقیت زندگی زناشویی‌تان تأثیر بگذارد. بر اساس پژوهش‌های انجام شده، اگر فاصله‌ی محل کار تا خانه برای زوجی بیش از 45 دقیقه به طول انجامد، احتمال جدایی آن‌ها 40 درصد بیشتر است.

 

اگر پیش از ازدواج پنج سال یا بیشتر، فاصله‌ی 45 دقیقه‌ای را طی کرده‌اید، نسبت به زوج‌هایی که مسافت کمتری را تا محل کار طی می کنند، فقط 1 درصد بیشتر احتمال جدایی دارید. دلیلش این است که روی مسائل کاری و عاطفی‌ای که ممکن بوده رخ دهد تاکنون کار کرده‌اید. علاوه بر آن، اگر شما قبل از شروع رابطه‌تان رفت و آمدهای طولانی داشته، در مقایسه با زوج‌هایی که بعد از برقراری ارتباط شروع به رفت و آمدهای طولانی کرده‌اند، با احتمال کمتری طلاق می گیرید. پس رفت و آمدهای طولانی ارزش این را ندارد ازدواجتان به طلاق برسد.

 

بنا بر پژوهش‌های انجام شده، اقتصاددان‌ها می گویند برای این که یک ساعت اضافی رفت و آمد سبب ایجاد احساس رضایت شود، افزایش 40 درصدی حقوق لازم است. این به معنای آن است، ارزش ندارد تنها برای چند هزار تومان بیشتر، هر روز یک ساعت بیشتر رانندگی کنید.

 

وقتی این عامل را به هزینه‌های بالقوه ی رابطه‌تان بیافزایید، خواهید دید منافع شخصی و خانوادگی می تواند از منافع شغلی جلو بزند. افرای که به دنبال زندگی زناشویی موفق هستند، همیشه دید گسترده‌ای دارند و می دانند موفقیت حرفه‌ای فقط یک عامل برای دست یابی به شادی و خوشبختی است. پس باید به تمام عوامل، خصوصاً سلامت زندگی زناشویی‌تان هم توجه داشته باشید.

 

به دنبال اهداف مشترکی هستند

وقتی رؤیاهایمان محقق می شود که آدمی جزئی از یک چیز بزرگ‌تر شود. همه‌ی ما می خواهیم کار گروهی و باهم بودن را احساس کنیم؛ به طوری که وظیفه را به تلاش و گروهی متشکل از افراد را به یک گروه واقعی تبدیل کند. ما معمولاً در محل کار به دنبال چنین چیزی هستیم، اما یکی شدن در چیزی بزرگ‌تر را باید در خانه احساس کنیم. پس در کنار همسرتان، اهدافتان را تعیین کنید، چشم اندازتان را ایجاد کنید، با هم تصمیم بگیرید کجا می خواهید بروید و با هم برای رسیدن به آنجا برنامه ریزیکنید.

 

یادتان باشد هیچ چیز مانند این که بگویید "بالاخره موفق شدیم" احساس با هم بودن به شما نمی دهد.

منبع: یوکن


چگونه فرد مسئولیت پذیری باشیم (5 روش برای داشتن مسئولیت پذیری بیشتر)

 

مسئولیت و مسئولیت پذیری همزمان با تولد ایجاد نمی شود. گاهی به موازات بزرگ تر شدنتان، پا گذاشتن به مدرسه یا پیشرفت در زندگی به دست می آید. حس مسئولیت پذیری می تواند از طریق اعضای خانواده، دوستانتان یا چیزهایی که در تلویزیون می بینید ایجاد شود. و نیز ممکن است چیزهای مختلفی، چه خوب و چه بد، بشنوید و ببینید. به همین خاطر است که حس مسئولیت پذیری منحصراً به خودتان بستگی دارد. این شما هستید که رفتار، اعمال و کلامتان را انتخاب می کنید.

بنابراین، مسئولیت پذیری یک مهارت است و آن را می آموزید. با این حال راه های زیادی برای انجام این کار وجود دارد. شما مسئولیت پذیری تان را با اعمالتان شکل می دهید. به عنوان مثال، این خود شما هستید که تصمیم می گیرید تنبل باشید یا هر روز صبح زود بیدار شوید؛ یا تصمیم می گیرید در خرج کردن پولتان صرفه جویی کنید یا آن را بی مهابا خرج کنید. حرف سر  این است که به خودتان ثابت کنید که می توانید مسئول باشید و هستید، که می شود روی شما حساب کرد.

در پایان همه چیز به تصمیم هوشیارانه و آگاهانۀ شما بستگی دارد. بنابراین سرزنش کردن دیگران برای اشتباهات خودتان کار غیرممکن و بیهوده ای است. با ذکر این مسئله، در اینجا چند نکته در مورد اینکه چگونه مسئولیت پذیری تان را تقویت کنید، ارائه می شود. پس با ما تا انتهای مقاله همراه باشید.

1از بهانه آوردن برای خودتان دست بردارید

 

وقتی مرتکب اشتباهی می شوید، به اشتباهتان اعتراف کنید. به جای اینکه سرزنش هایتان را به کس دیگر یا چیز دیگری منتقل کنید، دلیل واقعی شکستتان در انجام یک کار را بیان کنید. با ارائه ی یک بهانه در واقع بی مسئولیت بودن را پذیرفته اید. به علاوه این کار از شما یک آدم ترسو می سازد. اگر نمی توانید کاری مانند سر وقت حاضر شدن در یک جلسه یا چیزی شبیه آن را به انجام برسانید، در همان ابتدا قول انجام آن را ندهید.

لازم است که به طور شفاف در مورد کارهایی که می توانید انجام دهید و کارهایی که نمی توانید انجام دهید فکر کنید، تا بتوانید از بهانه آوردن برای خودتان اجتناب کنید. حتی بهتر از این، وقتی خودتان را در چنین موقعیت هایی می بینید، به جای اینکه کار را با یک دروغ کوچک تمام کنید، بگوئید که چرا نتوانسته اید آن کار را انجام دهید.

2دست از غر و لند و شکایت کردن بردارید

 

آدم های شاکی معمولاً آنهایی هستند که خیلی حرف می زنند و کم کار می کنند. آنها کلام دهان پر کنی دارند اما زمانی که وقت عمل واقعی در مورد یک مسئله می رسد،  حرکتی نمی کنند. شما می توانید دست از غر و لند کردن و شکایت کردن بردارید و مسئولیت کارهایتان را به عهده بگیرید. اگر روش انجام یک کار را دوست ندارید، با روش خودتان آنرا انجام دهید یا با کسی که آن را اشتباه انجام می دهد صحبت کنید.

با صحبت کردن می توانید راهکار یا موقعیتی را به آرامی ارائه دهید تا شرایط را بهتر کنید. اما اگر در صدد شکایت کردن بودید، این موقعیت های بهتر خالی می مانند و تنها واژه های ناامید کننده ای از دهانتان بیرون می آید.

همچنین با دائماً شکوه کردن و غر زدن در مورد جهان اطرافتان فقط خودتان را پر از حس منفی می کنید. به نظر می رسد نمی توانید چیز خوبی برای گفتن پیدا کنید. با منفی بودن، فقط یک آدم بدبخت از شما باقی می ماند. بنابراین، کم کردن شِکوه و شکایت، ذهنیت بهتر و همچنین شادمانی طولانی مدتی را برای شما به ارمغان می آورد.

3یادبگیرید چطور امور مالیتان را مدیریت کنید

 

یکی از مهم ترین مسئولیت هایی که شما به عنوان یک بزرگسال بر عهمده دارید این است که مراقب پول هایتان باشید. شما شغلی دارید، حقوقی دریافت می کنید و سعی می کنید ماه به ماه با این درآمد زندگی کنید. شاید سعی کنید کمی از درآمدتان را برای احتیاط کنار بگذارید. پس انداز کردن همیشه ایدۀ خوبی بوده است. متأسفانه همه آن را یاد نگرفته اند و نمی دانند مسائل مالی شان را چگونه مدیریت کنند.

معمولاً افراد قسمت بیشتر حقوقشان را قبل از اینکه به آخر ماه برسد خرج کرده اند. گاهی فقط به خاطر اینکه چیزهای زرق و برق دار دیگری پیدا کرده اند که پولشان را صرف خرید آنها بکنند، حتی پرداخت قبوض را نادیده می گیرند. اینها نمونه ای از کارهایی هستند که افراد بی مسئولیت انجام می دهند.

اگر می خواهید جدی گرفته شوید و یک زندگی عادی داشته باشید، باید یاد بگیرید که با پولتان چه کار کنید. وقتی حقوقتان را گرفتید باید اول از همه قبض هایتان را پرداخت کنید. بعد خوار و بار مورد نیازتان را خرید کنید و سپس برای استفاده از باقیماندۀ حقوقتان برنامه ریزی کنید. همچنین باید بخشی از آن را در حساب پس اندازتان نگه دارید، یا بخشی از آن را سرمایه گذاری کنید. هر دوی این راه ها بهتر از خرج کردن بی مهابای پول هایتان است. اینگونه خرج کردن نهایتاً به بدهی و سایر مشکلات برای شما منجر می شوند.

4از اهمال و به تعویق انداختن کارها خودداری کنید

 

افراد موفق، افراد کوشا و با پشتکاری هستند. به منظور موفقیت و حصول در همۀ ابعاد زندگی، لازم است که سخت برای آن کار کنید. بنابراین، باید مسئولیت پذیر باشید. بدون مسئولیت پذیری نمی توانید گام بزرگی در زندگی بردارید. اولین گام در جهت صعود کردن به بالا این است که دست از اهمالکاری بردارید. دست از هدر دادن وقت با ارزشتان بردارید.

ساعت هایی را که صرف وبگردی در اینترنت  و چرخ زدن در شبکه های اجتماعی یا لم دادن و هیچ کار نکردن می کنید، می توانند صرف انجام کارهای بهتری شوند. به عنوان مثال می توانید کتابی بخوانید، پیاده روی کنید یا تمرینات بدنی انجام دهید. همچنین می توانید پروژه ای را که مدت هاست از آن عقب مانده اید را به انجام برسانید. انجام هر کاری به جز هدر دادن وقت می تواند مفید باشد.

اهمالکاری به ناکجا آباد می رسد. اگر افسار زمان را به دست گرفته اید، در کارهای خلاقانه و هوشمندانه استفاده اش کنید.

5ثابت قدم باشید و به برنامه تان متعهد بمانید

 

داشتن یک روال کاری خوب است. روال کاری یعنی نظم، و این یعنی شما در مسیر درست قرار دارید. اگر کار می کنید، سعی کنید هر روز در یک زمان بیدار شوید. حتی آخر هفته ها به جای اینکه تا ظهر در رختخواب بمانید می توانید صبح زودتر بیدار شوید. این به شما ثبات قدم می دهد.

به علاوه زود بیدار شدن این امکان را به شما می دهد تا زمان بیشتری برای انجام هر کاری که در آن روز می خواهید به پایان برسانید، داشته باشید. اگر کاری هم نداشته باشید می توانید فقط استراحت کنید و از روز تعطیلتان لذت ببرید. اگر دانش آموز هستید، یک عادت مطالعۀ منظم برای خودتان ایجاد کنید. یا اگر خارج از کشور زندگی می کنید به خاطر بسپارید که هر هفته با خانواده و دوستانتان تماس بگیرید.

علاوه بر همۀ اینها، بهتر است برنامه ای برای شغلتان و کارهای شخصی تان بریزید. اگر تعدادی از کارها در طول هفته تکرار می شوند، آنها را به همان منوال انجام دهید. خارج شدن از برنامه می تواند کل روال کاری شما را خراب کرده و تعادل زندگی تان را بر هم بزند.

مسئولیت پذیر بودن یعنی اینکه همۀ کارهایی را که انجام می دهید تحت کنترل دارید. به خودتان اجازه ندهید که دیگران را سرزنش کنید یا خانواده و دوستانتان را فراموش کنید. همچنین نباید اجازه دهید که تنبلی بر دیدگاهتان نسبت به کارتان غلبه کند. اگر انجام کاری را به عهده گرفتید آن را به سرانجام برسانید.

این کاری است که افراد مسئولیت پذیر انجام می دهند. مهم تر اینکه آنها همۀ مسئولیت هایی که به آنها محوّل شده است را می پذیرند. خواه آن مسئولیت به کار مربوط باشد یا به زندگی شان. هیچ کاری را نیمه کاره رها نمی کنند و قربانی بازی نه گفتن نمی شوند. محکم و استوار با گام هایی راسخ و برنامه ریزی شده سر جایشان قرار می گیرند.


منبع : هو یو کن